أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
433
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
روايت ديگر آن است كه وقتى شريف احمد بر خانهء « السعاده » تسلط يافت ، كاغذى به خط شيخ مرشدى به دست آورد كه در آن وجوب قتال با احمد را به خاطر ظلم و ستم تأييد كرده بود . صرف نظر از درستى يا نادرستى اين مطلب روشن بود كه شيخ مرشدى از اطرافيان محسن بر ضد احمد بود و احمد در صدد گرفتن انتقام شخصى از او و امثال او از ياران شريف محسن بود . احمد همچنان او را در زندان نگاه داشته ، دستور مىداد كه هر ماه يك بار او را نزدش بياورند ، در حالى كه در غل و زنجير بود و قصدش آن بود تا وى را تحقير كند . شيخ در يكى از اين دفعات اين اشعار را خواند : عزيز را ذليل نكن حتى اگر تو از جايگاه بلندى برخوردار هستى . كسى كه عزيز كريم است با تعدى بر عزيز كريم از قدر و مرتبتش مىكاهد . احمد از خواندن اين اشعار بسيار خشمگين شد و به رغم آن كه برخى از اطرافيان خواستند عذرهايى براى شيخ بياورند ، احمد گفت : هدف او بقيه ابيات اين قصيده است آنجا كه آمده : شراب ولع آن دارد تا با تير نجس و حرامى خود به عقول تيراندازى كند . او با اين شعر خواسته است خود را عقل و مرا خمر نشان دهد . سپس دستور داد تا وى را به زندان باز گرداندند . اين گذشت تا آن كه خبر رسيد كه امير حج براى جنگ با احمد وارد شده است . در اين وقت وى به سرعت دست به كار شد و دستور خفه كردن او را در زندان داد . « 1 » كارهاى شريف احمد سبب پديد آمدن بحران در مكه شد و آشوب به ميان رجال قبايل بازگشت . پس از آن بود كه امنيت از بين رفت و سپاهيان احمد به شكستن حرمت خانههاى اشراف مشغول گشته ، داخل شدن در مسجد را با كفشهايشان روا شمردند . شيخ محمد بن علان صديقى شافعى گويد : يكى از سپاهيان در حالت مستى وارد مسجد شده ، به حجر الاسود آسيب رساند . خواستم تأديبش كنم كه همراهانش به دفاع از او
--> ( 1 ) . تفصيل اين گزارش را بنگريد در : منائح الكرم ، ج 4 ، صص 10 - 11 ، 23 - 24 . « ج »